تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
آيهء :
زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ
انفال / 48 تزيين اعمال و در آيات ديگر ترساندن و مانند آن ، معلوم است كه شيطان و شياطين انسان را در صورتى كه از ياد خدا غافل باشد گرفتار مىكنند مراد از « ذكر » ظاهرا يادآورى آن مجلس است . 69 -
وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ
. مراد از « يتقون » در مرحلهء اول پرهيز از مشاركت با آنهاست يعنى در آن مجلس باشد ولى به كار آنها راضى نشود و با آنها شركت نكند ، مراد از « يتقون » در مرحلهء دوم به نظرم خوض كنندگانند . يعنى : براى شما كه از استهزاء پرهيز مىكنيد در بودن در آن مجلس گناهى نيست ولى اين تذكرى است كه شما بيرون رويد تا آنها از اين كار دست بردارند على هذا اعتراض براى آن است كه آنها آن كار را ترك كنند . 70 -
وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ
. در اين آيه دو دستور هست يكى « ذر » ديگرى « ذكر » مراد از اولى به قرينهء آيات ديگر آن است كه آنها را همين طور رها كن ، كارى به كارشان نداشته باش
قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ
انعام / 91 ، مراد از دومى آگاهى دادن و تبليغ است كه هر كه فكر صحيح دارد قبول كند و از شقاوت رهايى يابد يعنى پيغمبر نمىتواند وقت خودش را به اين گونه اشخاص منحصر كند ، بايد در سطح گسترده‌اى آگاهى دهد از آنها هم كسانى كه فكر صحيح دارند برگردند .
لَيْسَ لَها مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ وَ إِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْها
. اين قسمت حال است براى نفس ، يعنى آن نفس در حالى از رحمت خدا