تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
ياد تو ببرد . ذر : فعل امر است يعنى : ترك كن . تبسل : بسل : منع و جلوگيرى كردن .
أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ
اينكه كسى از رحمت خدا ممنوع و محروم شود . عدل : برابر . مراد از آن در آيه فديه و عوض است كه برابر جرم باشد . حميم : آب داغ . « الحميم : الماء الحار » به خويشان و دوستان حميم گويند كه در حمايت انسان حاد و داغ مىباشند
فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ
شعراء / 101 يعنى دوست مهربان . اعقابنا : عقب ( بفتح اول و كسر دوم ) پاشنه اعقاب : پاشنه‌ها ، رد بر اعقاب برگشتن به حالت اول است ، به فرزند و نسل بطور استعاره عقب گويند . استهوته : هوى : سقوط اهواء و استهواء : ساقط كردن . « استهوته » ساقط كرد او را . حيران : سرگردانى و سرگردان مصدر و وصف هر دو آمده است . صور : شيپور ، شاخى كه در آن مىدمند
يُنْفَخُ فِي الصُّورِ
در شيپور دميده مىشود .

شرحها

به دنبال مطالب گذشته در اين آيات دستور داده شده : از مجلسى كه آيات خدا در آن مسخره مىشود و توحيد و زندگى توحيدى مورد اهانت واقع مىگردد بايد به عنوان اعتراض بيرون رفت ، بايد به انسانها آگاهى داد تا در اثر انحرافها از مسير حق دور و از رحمت خدا محروم نشوند بايد به خدا