كلمهها
مغلولة : بسته . غل ( بضم اول ) در اصل طوقى است كه به گردن زنند .
مبسوطتان : بسط : گشودن . مبسوط : باز .
ينفق : انفاق : خرج كردن . نفق ( بر وزن شرف ) به معنى خروج يا تمام شدن است .
عداوة : مراد از عداوت در اينجا دشمن آشكار يا تجاوز و از بغضاء كينه است .
اوقدوا : و قد : افروخته شدن آتش . ايقاد : افروختن « اوقدوا » افروختند .
اطفأها : طفء : خاموش شدن . اطفاء خاموش كردن . « اطفأها » خاموش كرد آن را .
ارجلهم : رجل ( بر وزن فكر ) پا . جمع آن ارجل است .
مقتصدة : قصد : اعتدال ميانهروى مقتصدة : معتدل .
شرحها
در ادامهء كارشكنى و عهدشكنى اهل كتاب در اين آيات نيز قسمتى از گفتارهاى ناروا و افسادشان نقل شده است و اينكه فرصت را از دست داده و مىدهند و اينكه از اين كار ضرر خورده و خواهند خورد ، و اينكه مسلمانان نيز بايد هشيار باشند چون حساب جهان دربارهء حق و ناحق يكى است .
64 -
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
.