اين هم از جملهء
قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ
است « يد » در خدا كنايه از قدرت و تثنيه آمدن آن براى نشان دادن وسعت قدرت است .
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ
مقابله به مثل است كه به خدا نسبت مسلوب القدرة بودن را مىدادند و كنايه از گرفتارى و عدم توفيق است
لُعِنُوا . . .
شايد معنى و تفسير
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ
باشد و نيز نشان مىدهد كه ساختن اين قول عمدى بوده است .
گويند : چون يهود آياتى نظير
وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً
مزمل / 20 را شنيدند گفتند حالا كه از بندگان قرض مىخواهد پس دستش بسته است ، مؤيد اين قول جملهء
يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
است . ولى اين در صورتى است كه يهود اين قول را پس از شنيدن
وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ
گفته باشند اما ظهور آيه در آن است كه يهود اين قول را از اول داشتهاند مثل
قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ
توبه / 30
وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ
مائده / 18 .
به نظر مىآيد كه مراد يهود مسئله جبر مانندى است و آن اينكه : خداوند از كارهاى خود فارغ شده ديگر كارى براى خدا باقى نمانده است قهرا غرض يهود آن بود كه آمدن پيامبر اسلام يك چيز تازهاى است و چون خدا از كارها فارغ شده آمدن دين جديد و پيغمبر تازه نمىتواند از جانب خدا باشد مؤيد اين ، ذيل آيه است كه مىگويد :
وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ . . .
يعنى مىگفتند : ديگر انزال كتاب يعنى چه ؟ ! مگر خدا از كارهايش فارغ نشده است ؟ ! در تفسير عياشى از حماد از امام صادق عليه السّلام منقول است كه مراد يهود از
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
آن است كه خدا از كائنات فارغ شده « 1 » همچنين است روايت شعيب بن يعقوب از آن حضرت .
در اين صورت منظور از
يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
مبسوط اليد بودن خدا در كارهاست
هامش
( 1 )
قال عليه السّلام « يعنون انه فرغ مما هو كائن . لعنوا بما قالوا قال اللَّه عز و جل بل يداه مبسوطتان » .