توضيح داده شده است ، ظهور آيه در آن است كه با سبطا نيز وحى شده است .
ذكر نشدن موسى نشان مىدهد نزول زبور نيز تدريجى بوده است ، رجوع شود به سورهء يوسف آيهء / 98 .
164 -
وَ رُسُلًا قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ وَ كَلَّمَ اللَّهُ مُوسى تَكْلِيماً
.
در آيهء گذشته دوازده نفر از پيامبران ذكر شده حال آنكه در قرآن مجموعا از 26 نفر پيغمبر نام برده شده است و چون اين سوره در مدينه نازل گشته پس مراد از
قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ
قبل از نزول اين سوره در سورههاى ديگر است ، « رسلا » ظاهرا تقديرش « و ارسلنا رسلا » باشد ، سخن گفتن خدا با موسى شامل ابتداى وحى و نزول تورات هر دو است
وَ لَمَّا جاءَ مُوسى لِمِيقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ
آمدن موسى در اين آيه ظاهرا براى آنست كه در آيهء قبل ذكر نشده بود .
165 -
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً
.
پيامبران بشارت دهندهاند و انذار كننده . بشارت به نيكو كاران ، انذار به بدكاران
لِئَلَّا يَكُونَ . . .
حكايت از يك امر طبيعى است و آن اينكه علم شرط تكليف است لازم بود خدا اوّل دستورهاى خود را ابلاغ كند سپس مسئوليت بخواهد .
عَزِيزاً حَكِيماً
خدا تواناست كه با ارسال رسل عذر مردم را برداشته است و حكمت كردار است كه پيامبران بشير و نذير ارسال كرده است .
166 -
لكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِما أَنْزَلَ إِلَيْكَ أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ وَ الْمَلائِكَةُ يَشْهَدُونَ وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
.
به نظر مىآيد كه اين آيه جواب دوّم است به
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ
يعنى : سؤال اينها مردود است اوّلا كه به تو مانند پيامبران ديگر وحى آمده پيامبرانى كه يهود قبولشان دارند . ثانيا : آنها بآسمانى