آمد ، مراد از « بيّنات » معجزات موسى و نجاتشان از فرعونيان و ياريهاى خدا نسبت به آنها بود كه همه دليل بود نمىبايست بگوساله پرستش كنند ، منظور از « عفونا » پذيرش توبهء آنها و از تسلّط آشكار ، تسلّط موسى بود كه وادار بتوبه و كشتار مرتدان كرد و سامرى را تبعيد نمود و وضع گذشته را باز گرداند .
154 -
وَ رَفَعْنا فَوْقَهُمُ الطُّورَ بِمِيثاقِهِمْ وَ قُلْنا لَهُمُ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُلْنا لَهُمْ لا تَعْدُوا فِي السَّبْتِ وَ أَخَذْنا مِنْهُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً
.
چهارمين قسمت از خلافكاريهاى يهود است و به سه قضيّه در اين آيه اشاره شد كه هر سه در سورهء بقره گذشته است بآيات 57 ، 63 ، 65 بقره رجوع كنيد .
قضيّه دوّم و سوّم در سورهء اعراف نيز آمده است ، مراد از « ميثاق » ظاهرا همان است كه در بقره آمده
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ
و از ميثاق غليظ شايد
وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَ لا تُخْرِجُونَ . . .
باشد ( بقره / 84 ) .
155 -
فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ وَ كُفْرِهِمْ بِآياتِ اللَّهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ قَوْلِهِمْ قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
.
لفظ
فَبِما نَقْضِهِمْ
ظاهرا متعلق است بجواب محذوف يعنى : پس به علت نقض ميثاق و كفر و . . . آن همه گرفتارى و بدبختيهاى بزرگ به آنان روى آورد .
« حرّمنا » در آيهء 160 ،
بِآياتِ اللَّهِ
معجزات موسى و دستورهاى اوست ،
بِغَيْرِ حَقٍّ
قيد توضيحى است و يا مراد آنست كه از روى عمد مىكشتند نه از روى اشتباه .
قُلُوبُنا غُلْفٌ
راجع به اسلام مىگفتند : دلهاى ما از فهميدن اسلام در غلاف است ، قدرت فهم اسلام و ايمان آوردن را نداريم و لذا معذوريم ، در جواب فرموده : اينطور نيست بلكه آنها دانسته حق را انكار كردهاند لذا خدا بدلهايشان مهرزده به فكر ايمان آوردن نيستند . نه اينكه مسلوب الاختيار باشند .