تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 485

مساهمون:

ص٤٨٥

شرحها

در اين آيات تعدادى از لجاجتها ، بهانه گيريها ، عهد شكنىها و خلافكاريهاى يهود نقل و بررسى شده است . يهودى كه مصداق
نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ
بودند . 153 -
يَسْئَلُكَ أَهْلُ الْكِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتاباً مِنَ السَّماءِ
. سورهء نساء در مدينه نازل شد ، تا آن موقع بسيارى از قرآن نازل شده بود ، معلوم است كه يهود نزول تدريجى قرآن را بهانه گرفته و مىگفتند : بايد يك كتاب تمام در يك دفعه بما نازل كنى . اتفاقا مشركان نيز چنين بهانه‌اى آورده و مىگفتند :
أَوْ تَرْقى فِي السَّماءِ وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ
اسرى / 93 ، ولى مسئلهء طبيعى آن بود كه قرآن بتدريج نازل شود تا رشتهء وحى مادامى كه رسول خدا زنده بود قطع نگردد و آن حضرت پيوسته در ارتباط با خدا باشد چنان كه فرموده :
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً واحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
فرقان / 32 در آيهء 167 نيز كه خواهد آمد جواب اين بهانه داده شده است . و نيز قرآن بنا باحتياج روز نازل مىشد ، مىبايست بتدريج در وقت مقتضى نازل شود .
فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ
اين جريان در سورهء بقره گذشت و در سوره اعراف خواهد آمد ، يعنى اى پيامبر از اين بهانه ناراحت نباش از موسى بزرگتر از اين را خواستند و گفتند : خدا را آشكارا بما بنمايان ولى در اثر اين جسارت صاعقه يا صيحهء آسمانى آنها را فرا گرفت .
ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِكَ وَ آتَيْنا مُوسى سُلْطاناً مُبِيناً
. جريان گوساله در بقره آيهء 50 گذشت و در اعراف / 147 و طه / 88 خواهد