بلاغ : تبليغ و رساندن . بمعنى كفايت نيز آيد ، مراد از آن معناى اوّل است .
القسط : عدالت .
حبطت : حبط بمعنى باطل شدن و بى اثر شدن است « حبط عمله : بطل ثوابه » .
وجهى : دربارهء
أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ
رجوع شود به ( بقره / 112 ) .
نصيب : بهرهء معيّن و ثابت . نصب در اصل بمعنى رنج دادن ، رنج ديدن و بر پاداشتن است ، بهره را از آن نصيب گويند كه ثابت و معيّن است .
تمسنا : مسّ بمعنى دست زدن و رسيدن است و اصل آن چسبيدن مىباشد .
غرهم : تغرير در اينجا بمعنى فريفتن است « غرّ فلانا : خدعه و اطمعه بالباطل » .
يفترون : افتراء يعنى : جعل دروغ و چيزى از خود در آوردن ، اصل آن فرى بمعنى بريدن و شكافتن است .
وفيت : وفاء و ايفاء بمعنى تمام كردن ، توفيه بمعنى تمام دادن حقّ است .
شرحها
در اين آيات روشن شده كه دين در نزد خدا فقط انقياد و تسليم شدن بخداست برنامهء همه پيامبران همين بوده ، اهل كتاب كه اين سخن را قبول ندارند ، دانسته و از روى دشمنى و حسد اختلاف كرده و مىكنند ، اينها تسليم حقائق نمىشوند بدليل آنكه در گذشته پيامبران و امر به معروف كنندگان را گشتهاند ، اينكه مىگويند : ما در صورت بدكار بودن فقط چند روز در عذاب خواهيم بود ، خود فريبى است ، خدا به حساب همه خواهد رسيد ، اين آيات با آيات قبلى كه يادى از