در قرآن مجيد به اين سخن خيلى تكيه شده كه قرآن مصدق كتابها و شريعتهاى پيشين است ، مراد از آن تصديق فى الجمله است زيرا در قرآن تحريف و ناقص شدن آنها نيز ياد آورى شده است و يا منظور آن است كه : آنها حقند ولى لازم بود بمقتضاى زمان تكميل شوند ، آن هم بوسيلهء همان اسلام و قرآن است . نتيجه اين است كه : اى اهل كتاب قرآن مخالف طريقهء شما نيست و در غير توحيد قدم برنداشته بلكه تكامل يافتهء مكتب شماست ، چرا به آن گردن نمىنهيد ؟ » ! ! .
بقرينهء ضمير « نلعنهم » كه « وجوها » بر ميگردد مراد از وجوه اشخاص است نه صورتها مثل
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى ناراً حامِيَةً
غاشيه / 2 ، 473 كه مراد اشخاص مىباشند ظاهرا به علّت آنكه ذلت در چهرهها آشكار مىشود وجوه ذكر شده است به نظر مىآيد كه مراد از طمس وجوه و برگرداندن به قفا تغيير حالت و سلب توفيق هدايت است از امام باقر صلوات اللَّه عليه نقل شده مراد آن است كه آنها را از هدايت دور مىكنيم و در گمراهى به عقب بر مىگردانيم كه كه اصلا رستگار نشوند « 1 » .
در اين آيه يكى از دو عقوبت به يهود وعده شده و با جملهء
وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا
حتميّت آن تضمين گشته است اول : از كار افتادن عقل و هوش در درك واقعيات و سلب شدن توفيق هدايت بطورى كه اصلا برستگارى روى نياورند .
دوم آنكه مثل اصحاب سبت مسخ و مطرود گردند « 2 » ناگفته نماند يهود به قرآن و اسلام اعتنا نكرده بعقوبت اول گرفتار شدند ، دربارهء آيه معانى ديگرى نيز
هامش
( 1 )
صافى عن الباقر ( ع ) « و المعنى نطمسها عن الهدى فنردها على ادبارها فى ضلالتها بحيث لا يفلح ابدا »
چون چشم بقفا برگردد شخص پشت سر را مىبيند و بقهقرى ميرود .
( 2 ) جريان اصحاب سبت در بقره / 65 گذشت و در سورهء اعراف مفصلا خواهد آمد .