راعنا : فعل امر است يعنى ما را مراعات كن . آن در زبان عبرى كلمهء فحش بود ، از اين كلمه كه در عربى معناى خوبى دارد فحش و ناسزا قصد مىكردند ( بقره / 104 ) .
ليا : لى ( به وزن حى ) به معنى تابيدن است . كسى كه دست يا سر خود را بچرخاند گويند : « لوى رأسه و يده » در كذب و دروغسازى گويند : « لوى لسانه بكذا » مراد از آيه دروغسازى و منحرف كردن حقائق است .
طعن : عيبجويى و عيب گرفتن در اصل به معنى نيزه زدن است .
نطمس : طمس و طموس : محو كردن و هلاك كردن و نيز كهنه شدن و محو شدن .
سبت : سبت به معنى قطع و در شريعت تورات دست كشيدن از كار و مطابق با روز شنبه است .
يزكون : تزكيه : پاك كردن و نيز مدح كردن و پاك نشاندادن . از مادهء زكاء به معنى زيادت و نمو .
فتيل : فتل : تابيدن فتيل : تابيده . ليف شيار هستهء خرما . چركى كه ميان دو انگشت گردانده شود . شىء ناچيز را بدان مثل زننده مراد از آيه همين است .
يفترون : افتراء دروغسازى و جعل چيزى از خود . از مادهء فرى به معنى بريدن و شكافتن .
شرحها
پس از بيان احكام زنان و غير آن ، در اين آيات دربارهء كسانى كه ضد انقلاب هستند افشاگرى شده تا آنان شناخته شوند . ضد انقلاب رهبر نهضت را مسخره