تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
پنجم : همسايه‌اى كه خويشاوند است و داراى دو حق مىباشد : حق قرابت و حق همسايگى « 1 » . ششم : همسايه‌اى كه خويشاوند نيست و فقط حق همسايگى دارد . هفتم : رفيقى كه در كنار انسان است و با انسان نشست و برخاست دارد رفيق باشد يا همسفر يا آشنايى كه اميد به نيكى انسان دارد . هشتم : درمانده‌اى كه از توانايى در وطن خود دور افتاده است . نهم : بردگان . و مطلق زير دستان خدمتگزار و غيره .
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً
هر كه متكبر و فخر فروش باشد و از اداى حقوق نامبرده سرپيچى كند مورد محبت خدا نيست . مختال كسى است كه گردنكش و متكبر باشد ، فخور و ناز فروش آن است كه خودپسندى و گردنكشى خود را برخ مردم مىكشد . سازندگى اين آيه و شمول آن بر مكارم اخلاق قابل دقت است . 37 -
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ
. « الذين » وصف مختال و فخور است . آنها سه كار مىكنند اول در اداى حقوق گذشته بخل مىورزند دوم مردم را امر به بخل ميكنند و مىگويند چرا مالى كه به زحمت دست آورده‌ايد به ديگران مىدهيد ؟ سوم : ثروت و دارايى خود را پنهان مىدارند كه كسى از آنها در خواستى نكند ، مصداق
وَ يَمْنَعُونَ الْماعُونَ
هستند . اين گونه اشخاص تيره درون از توحيد بر كنارند نه به خود نفعى دارند و نه به ديگران و مصداق كفر مىباشند لذا فرموده :
هامش
( 1 ) مجمع البيان روى عن رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله انه قال : الجيران ثلاثة جار له ثلاثة حقوق حق الجوار و حق القرابة و حق الاسلام و جار له حقان حق الجوار و حق الاسلام و جار له حق الجوار و هو المشرك من اهل اهل الكتاب ؟
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 363 | على اكبر قرشى بنابى