نشوز : نافرمانى و عصيان . نشز به معنى بلند شدن و امتناع است
وَ إِذا قِيلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا
چون گفته شد برخيزيد ، برخيزيد .
اهجروهن : از آنها جدا شويد . هجر و هجران : جدا شدن .
مضاجع : خوابگاهها . ضجع : دراز كشيدن خوابيدن . خوابگاه ، قتلگاه و قبر را مضجع گويند .
فلا تبغوا : نجوئيد . طلب نكنيد . چون آن به معنى طلب و طلب توأم با تجاوز است .
على : و الا مقام از مادهء علوّ به معنى بلندى ، والايى .
شقاق : جدايى . مخالفت . گويى دو نفر هر يك در شقى قرار گرفتهاند ، شق در اصل به معنى شكافتن و شكاف است .
حكم : داور . قاضى . كسى كه ميان دو خصم حكم مىكند .
يوفق : توفيق و سازش مىدهد . وفق : مطابقت ميان دو چيز . ( سازش )
شرحها
در اين آيات روشن شده كه مردان در خانواده سرپرست زنانند ، در صورت عدم اطاعت زن ، مرد مىتواند به بعضى از راههاى اصلاح از قبيل موعظه و جدا شدن در خوابگاه متوسل شود و اگر اختلاف بالا گرفت بايد محكمهء خانوادگى تشكيل شود تا در اختلاف زن و شوهر دو حكم از طرفين داورى كند . در نتيجه عدل اسلامى بر قرار شود .
34 -
الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ
.
بقرينهء ذيل آيه معلوم مىشود مراد از قوامون سرپرستى خانواده است « 1 » يعنى :
هامش
( 1 ) سرپرستى جامعه نيز چنين است ، به مقتضاى عقل بايد تدبير امور اجتماعى به عهدهء تعقل و تفكر گذاشته شود نه بر عهدهء عاطفه ولى اين مانع از آن نيست كه زنان در بيرون