كنيد و وظائف زناشويى را به نظرشان بياوريد و از خدا به ترسانيد ، اگر موعظه مفيد واقع نشد از آنها در خوابگاه جدا شويد در رختخواب ديگرى بخوابيد و يا در رختخواب به آنها پشت بگردانيد چنان كه از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده است « 1 » و اگر آن هم مؤثّر واقع نشد آنها را بزنيد تا جلو مخالفت گرفته شود . در اينجا دو مطلب هست :
اول : فقهاء در اندازه زدن گفتهاند بايد طورى بزند كه بدن زن خونى نشود و سرخ و سياه نگردد ، در بعضى عبارات بايد « ضرب غير مبرح » باشد در مجمع البيان فرموده يعنى زدنى كه گوشت را ندرد و استخوان را نشكند و از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرده : آن زدن با سواك است « 2 » ظاهرا منظور آن است كه با چوبى مثل چوب مسواك بزند . به نظر مىآيد اندازه زدن مقدارى است كه زن را بطاعت وادارد چنان كه از ذيل آيهء
فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا
روشن مىشود در اين صورت شرط سرخ و سياه نشدن مشكل است مگر آنكه دليل قاطعى داشته باشيم ، اگر به نظر آوريم كه ضرب براى تنبيه است نه تشفى قلب ، مطلب در اندازه آن روشن خواهد شد . كه لازم است حتّى المقدور بدون شدت و بدون شكنجه باشد وانگهى ضرب در مرتبهء سوم آمده است يعنى تا مىتواند از زدن احتراز كند .
دوم : حق مرد در تأديب زن ناشزه يك حق طبيعى و قيمومى است بايد مرد بتواند زن را تأديب كند تا از پاشيدن خانواده جلوگيرى شود ، تازه اگر مرد با يكى دو سيلى ، زن را باطاعت وادار نكند پس چه كند برود شكايت بدادگاه كند و اسرار خانواده بر سر زبانها افتد ، حال آنكه بعلّت لزوم عدم افشاء حتّى
هامش
( 1 )
مجمع البيان عن أبى جعفر ( ع ) قال يحول ظهره اليها .
( 2 )
مجمع البيان عن أبى جعفر ( ع ) قال انه الضرب بالسواك .