در اسلام مرد سرپرست خانواده است نه زن به دو علّت يكى اينكه مردان از حيث تفكر و تعقل و ادارهء امور و تحمل مشقات بر زنان برترى دارند چنان كه زنان از حيث عاطفه و ترحم بر مردان برترى دارند ، اين امر ايجاب مىكند كه مردان سرپرست خانواده باشند نه زنان . اگر زن سرپرست خانواده و مرد تابع تدبير او باشد بر خلاف طبيعت هر دو خواهد بود ، اين دليل ، دليل طبيعى است .
ديگرى :
وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ
كه تأمين مسكن ، لباس و خوراك زن به عهده مرد است ، لازم است سرپرستى ، از آن مسئول و تأمين كننده باشد . اين دليل دليل قراردادى است يعنى : چون تأمين زنان بر عهدهء مردان گذاشته شده است ، پس بايد مردان سرپرست باشند
فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ
به نظر مىآيد باء در « بما » به معنى مقابله باشد ، يعنى حالا كه مردان سرپرست زنان شدند پس افراد شايسته آنهايى هستند كه به شوهران خود در امر سرپرستى مطيعند و حافظات غيبند يعنى در غياب شوهر مال شوهر و خودشان را براى شوهر حفظ مىكنند ، نه به مال او خيانت مىكنند و نه به ناموس او ، اينها را انجام مىدهند در مقابل آنچه خدا از حقوقشان را حفظ كرده و بر عهدهء مردان قرار داده است .
وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ
.
اين به عكس جمله سابق است يعنى : در صورتى كه احساس مىكنيد به فكر مخالفت و عدم طاعتند و مىخواهند قانتات و حافظات نباشند آنها را نصيحت
هامش
خانه كار كنند ، مثلا اگر در جامعه ، تعليم ، پرستارى ، ماشين نويسى ، كاريابى و نظير آنها را بعهدهء مردان و كارهاى حكومت ، قانونگذارى ، دادگسترى ، جنگ ، ادارهء امور ، تشكيل دولتها را بعهدهء زنان بگذاريم كارى بر خلاف طبيعت مرد و زن كردهايم چنان كه ازقَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِو سيرهء رسول خدا و على ( ع ) روشن مىشود .