تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
در سورهء شورى / 37 و سورهء نجم / 32 و لفظ
ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها
كهف / 49 و ظاهرا جملهء
وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ
در سورهء قمر / 53 ، همه صريحند در اينكه گناهان به دو بخش صغيره و كبيره تقسيم مىشوند . دوم : لفظ «
ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ
- الاثم » صريح هستند در اينكه گناهان اعم از صغائر و كبائر واجب الاجتناب مىباشند لكن به كبائر توجه خاصى هست . سوم : گناه صغيره با اصرار و تكرار ، گناه كبيره مىشود ، در كافى باب « الاصرار على الذنب » از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : « لا صغيرة مع الاصرار و لا كبيرة مع الاستغفار » . چهارم : مراد از « سيئات » در آيه ظاهرا آثار گناهان است و شايد مراد گناهان صغيره باشد در اين آيه نظير :
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ
نجم / 32 است و در روايات اهل بيت عليهم السّلام « لمم » به گناه گاهگاهى تفسير شده است . و اگر مراد از سيئات صغيره باشد تكفير و آمرزش آن مشروط به عدم اصرار و تكرار است . پنجم : گناه صغيره و كبيره را از چه راهى مىتوان شناخت ؟ از ابن عباس نقل شده : گناهان همه كبيره‌اند ، هر چه خدا از آن نهى كرده كبيره است . در مجمع البيان بعد از نقل اين سخن فرموده : قول اماميه نيز چنين است ، فرموده‌اند : گناهان همه كبيره هستند ، زيرا همه قبيحند كبيره و صغيره بودن نسبت به يكديگر است و فى نفسه گناه صغيره نداريم . ( مثلا سيلى زدن نسبت به زخمى كردن صغيره است و گرنه سيلى زدن فى نفسه كبيره مىباشد ) . مرحوم آية اللَّه حكيم در مستمسك عروه ذيل مسئلهء عدالت امام جماعت اين سخن را از شيخ مفيد ، قاضى ، شيخ طوسى و علامهء حلى رحمهم اللَّه نقل كرده كه فرموده‌اند : « كل معصية كبيرة » . در قول ديگر صغيره و كبيره بودن نسبت به فاعل است مثلا اگر عالم گناهى