دليل ديگر استفاده شود ، در آيه نظر به موضوعى است كه نقل و انتقال اغلب با آن صورت مىگيرد .
وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً
.
جامعهء توحيدى به منزلهء يك پيكر است در اين جامعه كشتن ديگران به حكم كشتن خويشتن است لذا قتل ديگران قتل خود انسان شناخته شده در روايات اهل بيت عليهم السّلام اين قسمت از آيه خويشتن به مهلكه انداختن و جنگ كردن با اشخاصى كه قدرت مقابله با آنها نيست تفسير شده . امير المؤمنين از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله در ضمن حديثى مىپرسد از كسى كه مىترسد اگر در سرما وضو بگيرد هلاك شود حضرت اجازه نمىدهد و آيه را مىخواند « 1 » آيه به معناى اعم شامل اينها نيز مىباشد ، وصف رحمت در آخر آيه بيان مىكند كه منشأ اين رحمت خداست .
30 -
وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً
.
« ذلك » اشاره بقتل نفس و اكل مال به باطل است . ذكر « ظلما » بعد از « عدوانا » به نظرم براى آن است كه اين كارها تعدى به ديگران و ظلم بر خويشتن است . طبرسى فرموده : بقولى هر دو يكى هستند . نكره آمدن « نارا » شايد براى اشاره به بزرگى آنست .
31 -
إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً
.
اين آيه از چندين وجه قابل بررسى است .
اول : جملهء
كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ
در اين آيه و لفظ
يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ
هامش
( 1 ) عياشى « . . . قلت فان كان فى برد على نفسه اذا فرغ الماء على جسده فقرء رسول اللَّه ( ص )وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً.