چهارمى « ميمونه » كه زن رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله شد ، مادر هر چهار نفر زنى بنام « هند دختر عوف » بود كه گفتهاند بهترين دامادها را داشته است .
ميمونه به خواهرش « ام الفضل » گفت : مىخواهم زن رسول خدا شوم ، ام الفضل جريان را به شوهرش عباس نقل كرد با عباس محضر آن حضرت آمده و از وى خواست كه خواستهء « ميمونه » را تحقق بخشد ، حضرت قبول كرده عمو زادهاش جعفر طيار را مأمور اين كار كرد ، ازدواج انجام پذيرفت ، « سرف » محل ازدواج براى ميمونه بقدرى محترم بود كه چون در نصف دوم قرن اول از دنيا رفت وصيت نمود جنازهاش را به « سرف » برده و در همانجا كه به عقد ازدواج نبى اكرم آمده بود دفنش كردند آرى داعيه اين ازدواج يك امر عاطفى بود چنان كه از وضع ماجرا روشن است ( نساء النبى / 213 ) .
صفيه دختر حىّ
صفيه دختر « حىّ بن اخطب » از يهود « بنى نضير » كه در خيبر اقامت گزيده بود ، پدرش « حىّ » در ماجراى « بنى نضير » كشته شد و شوهرش « كنانة بن ربيع » در جنگ « خيبر » طعمهء شمشير اسلام گرديد در كتاب « نساء النبي / 163 » نقل كرده كه صفيه پيش از « كنانه » زوجهء « سلام بن مشكم » بود و نيز نسب « صفيه » را به « هارون » برادر موسى عليه السّلام رسانده است .
در « سفينة البحار » نيز گفته : صفيه ابتدا زوجهء سلام بن مشكم بود ، پس از فوت وى با « كنانه » ازدواج كرد .
بهر حلال « صفيه » ميان اسيران يهود بود كه رسول خدا او را براى خود انتخاب فرمود و آزادش كرد و تزويجش نمود و بدين وسيله او را از ذلتى كه داشت نجات داده و پيوندى با يهود بوجود آورد . به نظر نگارنده پيوند با يهود سبب اين وصلت گرديد .