« سيرين » به مدينه آمد ، چون كاروان به مدينه رسيد حضرت « ماريه » را براى خود برداشت و « سيرين » را به « حسان بن ثابت » بخشيد .
از ماريه براى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرزندى بنام ابراهيم به دنيا آمد و تقريبا در دو سالگى از دنيا رفت عايشه و حفصه از اين جريان در آتش حسد سوختند و از وضعى كه پيش آوردند آيات سورهء تحريم نازل گرديد و صريحا به عايشه و حفصه خطاب كرد
إِنْ تَتُوبا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ . . .
اگر توبه كنيد بهتر است كه قلب شما دو نفر از حق منحرف گشته و اگر بر عليه پيامبر همپشتى كنيد بدانيد ، خدا يار او است .
ماريه در سال شانزدهم هجرت از دنيا رفت ، عمر بن خطاب بر جنازهء او نماز خواند و در بقيع به خاك سپرده شد .
حضرت حسن مجتبى صلوات اللَّه عليه در مصالحه با معاويه قيد كرد از اهل قريهء « حفن » واقع در « مصر » كه دايىهاى ماريه در آنجا بودند خراج نگيرد ، « عبادة بن صامت » پس از فتح مصر چون به مصر آمد در قريهء « حفن » از خانهء « ماريه » جويا شد و در محل خانهء ماريه مسجدى بنا كرد .
تتمهء مطلب
1 - از آنچه بررسى كردم روشن گرديد كه داعيهء شهوت علّت اين همه ازدواج نبوده بلكه جنبههاى عاطفى و مصلحتى در ميان بوده است و گرنه آن حضرت از بيست پنج سالگى تا چهل هفت سالگى با حضرت خديجه بسر برد كه به هنگام ازدواج چهل سه سال داشت و دو دفعه ازدواج كرده بود .
مستشرقان دانسته يا ندانسته به رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تاختهاند ، ولى زمان و مكان از حيث كارها و اعمال فرق مىكند ، اگر كثرت ازدواج در آن زمان مورد اشكال بود دشمنان آن حضرت كه در پى فتنه جويى بودند از آن چشم پوشى نمىكردند