نصرانيت پذيرفت و نصرانى از دنيا رفت ، ام حبيبه در دين خود پايدار ماند .
اين زن چه مىتوانست بكند ؟ آيا به مكه برگردد حال آنكه پدرش ابو سفيان و برادرش معاويه قائد مشركان و دشمن خون آشام اسلاماند ؟ در حبشه با دختر يتيمش « حبيبه » در غم و رنج بسر مىبرد ؟ ! اين است كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله به « نجاشى » پادشاه حبشه نامه نوشت كه او را برسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله تزويج كند و او اين كار را انجام داد ، ام حبيبه كه هنگام فتح خيبر به مدينه آمد به خانه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رفت .
آيا اين ازدواج داعيهاش غريزهء جنسى بوده يا جبران شكست يك زن مسلمان و مهاجر و رام كردن ابو سفيان دشمن سرسخت اسلام ؟ قضاوت به عهدهء خواننده است « 1 » .
ام حبيبه در خلافت معاويه از دنيا رفت ولى حيف و هزاران حيف كه در سفينة البحار از ابن ابى الحديد نقل شده كه ام حبيبه همچون برادرش معاويه ، على بن ابى طالب عليه السّلام را دشمن مىداشته است ، آوخ از اين انحراف و رسوايى .
جويريه
در سال ششم هجرت به مدينه خبر رسيد : قبيلهء « بنى المصطلق » تحت رهبرى رئيسشان « حارث بن ابى ضرار » مشغول جمع آورى نيرو و بفكر حمله به مدينه هستند ، رسول خدا براى خواباندن فتنهء آنها از مدينه بيرون شد در كنار آبى بنام « مريسيع » جنگ سختى در گرفت و بهزيمت بنى المصطلق تمام شد .
زنان دشمن اسير گرديدند از جمله « جويريه » دختر حارث كه فرمانده جنگ و رئيس دشمن بود ، چون اسيران تقسيم گرديدند « جويريه » در سهم ثابت بن قيس و پسر عمويش واقع شده بود ، رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله او را گرفت و آزاد كرد و تزويج فرمود ، مسلمانان چون چنين ديدند گفتند : مردم اين قبيله با رسول خدا
هامش
( 1 ) رجوع شود به سفينة البحار ( حبب ) و نساء النبى / 173 ببعد .