تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
پيوند سببى يافتند بتصريح « واقدى » در كتاب مغازى در اثر اين ، همهء زنان اسير آزاد شده و پيش قوم خويش برگشتند ، عايشه گويد : مباركتر از جويريه بر قومش كسى را نديدم كه آن همه جماعت ببركت او آزاد گشتند ( مغازى واقدى غزوهء مريسيع ) نقل است كه بدنبال آن ، همهء افراد بنى المصطلق اسلام پذيرفتند ، واقدى آن را در سال پنج هجرت و ابن هشام در ششم هجرت ثبت كرده‌اند در اين ازدواج سياست اسلام و مصلحت مردم دارى و كار با تدبير ، كاملا هويدا است رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آن موقع در حدود پنجاه نه سال از عمرش گذشته بود ، جويريه در سال پنجاه شش هجرت در مدينه از دنيا رفت و مروان بن حكم حاكم مدينه بر جنازه او نماز خواند ( سيرهء حلبيه ) .

زينب دختر خزيمه و ميمونه

زينب دختر خزيمه وى را « ام المساكين » مادر بنيوايان مىگفتند زن عبيدة بن حارث عمو زادهء آن حضرت بود ، عبيده همان است كه در « بدر » زخم برداشت و در بين راه شهيد شد ، پس از وى رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله زينب را تزويج كرد و در حيات آن حضرت از دنيا رفت ، ميمونه دختر حارث زن « ابى سبرهء عامرى » بود ، پس از وفات وى ، رسول خدا آن گاه كه از « عمره » بر مىگشت در « سرف » كه در ده ميلى مكه واقع است او را تزويج كرد ( اعلام الورى / 149 ) . راجع به « زينب » مطلب روشن است كه شوهرش اولين شهيد اسلام است ، افتخار ام المؤمنين شدن جبران شكست او بود ، اما دربارهء « بره » كه رسول خدا او را « ميمونه » نام نهادند بايد دانست چهار خواهر بودند كه حضرت در حق آنها فرمود : « الاخوات المؤمنات » خواهران مؤمن ، يكى « ام الفضل » زن عباس بن عبد المطّلب كه پس از خديجهء كبرا ايمان آورد ، ديگرى « اسماء بنت عميس » كه زن جعفر طيار بود ، سومى « سلمى بنت عميس » كه زن حمزهء سيد الشهدا بود ،