تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
چرا احدى از يهود و نصارى و مشركان آن روز خرده نگرفتند ؟ آن روز ، روزى بود كه پيوند با خانواده‌ها در پيش برد مقاصد سهم به سزايى داشت كارى كه آن روزگار به صورت شرعى عملى مىشد امروز به صورت نامشروع جريان دارد ، اروپايى و امريكايى يك زن در ظاهر مىگيرد و با ده‌ها زن در باطن مىسازد ، زن ، امروز مبتذل و بدبخت است نه آن روز ، كه براى هر يك خانهء مخصوصى و زندگى مخصوصى در نظر گرفته مىشد ، و زنان آن حضرت هر يك منزل مخصوصى و زندگى مخصوصى داشتند وانگهى قرآن در صورت عدم قدرت به عدالت ميان زنان ، بيشتر از يك نفر را تحريم كرده است
فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
( نساء / 3 ) اگر ترسيديد از اينكه به عدالت رفتار نكنيد يك زن بيشتر نگيريد . 2 - « جان ديون پورت انگليسى » در كتاب « عذر تقصير به پيشگاه محمّد و قرآن » مىگويد : « محمّد پس از رحلت خديجه . . . يازده يا دوازده زن ديگر گرفته است ، از اين جهت مكرر مورد نكوهش نويسندگان جنجال طلب قرار گرفته است . . . ولى صرف نظر از اينكه تعدد زوجات در زمان حيات محمّد در عربستان و سائر نواحى مشرق زمين معمول بوده و خلاف اخلاق شمرده نمىشده است ، بايد اين نكته را به خاطر آورد كه : محمّد از سن بيست پنج سالگى تا پنجاه سالگى به داشتن يك زن قانع بود و تا هنگامى كه خديجه زنده بود و در سن شصت سه سالگى از دنيا رفت محمّد زن ديگرى نگرفت . در اين صورت بايد پرسيد آيا ممكن است چنان مرد شهوانى در چنان كشورى كه تعدد زوجات عمل عادى بود براى مدت بيست پنج سال به يك زن قانع باشد آن هم زنى كه پانزده سال از او بزرگتر است ( ص 25 ترجمه آقاى سعيدى ) .