( حضرت ولى ذو الجلال ) بيرون شد « 1 » .
5 - آن گاه كه امير المؤمنين عليه السّلام به كوفه مىرفت كتابها و وصيتش را پيش ام سلمه بامانت گذاشت چون حضرت مجتبى عليه السّلام به مدينه مراجعت فرمود آنها را تحويل گرفت همچنين امام حسين ودايع خويش را بوى سپرد ، امام سجاد عليه السّلام پس از ماجراى كربلا آنها را پس گرفت « 2 » فضائل اين بانوى بزرگوار خيلى بيش از اينها است .
حفصه دختر عمر بن خطاب
حفصه دختر عمر با « خنيس بن حذاقه » ازدواج كرد ، خنيس صحابى بزرگوارى بود كه در « بدر » و « احد » ( و بقول ابن هشام در خندق هم ) افتخار حضور داشت ، اين مرد جليل القدر كه از مهاجران حبشه نيز بود در « مدينه » از دنيا رفت و زن جوانش حفصه را در هجدهمين بهار عمر بى همسر گذاشت عمر از بيوه ماندن دخترش سخت اندوهگين شد ، دل به دريا زده از ابو بكر يار صميمى خود خواست كه « حفصه » را تزويج كرده و او را از درد حفصه برهاند ولى بر خلاف انتظار وى ، ابو بكر سكوت اختيار كرده و جواب نداد ، عمر از اين جريان دل آزرده شده به خانهء عثمان رفت ، « رقيه » دختر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله كه زن عثمان بود به مرض حصبه از دنيا رفته بود .
عمر از عثمان خواست كه حفصه را تزويج كند ، عثمان چند روز مهلت خواست كه در آن باره فكرى بكند سپس آمد و گفت : « ما اريد ان اتزوج اليوم » فعلا قصد زناشويى ندارم « عمر » كه از كثرت اندوه سر از پا نمىشناخت بمحضر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله وارد شد ، حضرت از قيافهاش دريافت كه طوفانى مهيب در درون
هامش
( 1 ) نساء النبى / 131 .
( 2 ) سفينة البحار « سلم » .