نيز به اين كار جرئت نمايند ، ولى چون كارى بر خلاف رسم و سنت ديرينه بسى دشوار و غير قابل هضم در نظر عموم است ، سر و صداها بلند شد تا آيات وحى پا در ميان نهاد و قضيّه را مختومه اعلام كرد :
فَلَمَّا قَضى زَيْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَيْ لا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْواجِ أَدْعِيائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً . . .
.
يعنى چون « زيد » حاجت خويش را از آن زن برداشت و طلاقش داد ما خودمان آن را به تو تزويج كرديم تا مؤمنان را در تزويج زنان پسر خواندهها پس از طلاق ، زحمتى در بين نباشد .
على هذا تزويج زينب از جانب خدا بود آن هم براى اينكه بدعت بدست آن حضرت شكسته شود و ديگران را اشكالى پيش نيايد ، پس تزويج زينب براى ارضاء غريزهء جنسى نبوده است و مصلحت اسلامى و پايه گذارى جامعهء نوين آن را ايجاب مىكرده است .
زينب اولين زن از زنان آن حضرت است كه پس از وى در حكومت عمر بن الخطاب در « مدينه » از دنيا رفت .
ام سلمه
« ام سلمه » يكى از زنان بسيار مشهور رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله مىباشد اسم او « هند » و اسم پدرش « ابو اميّه » است كه به او « زاد الركب » مىگفتند يعنى توشهء كاروان . چون در كاروانى كه سفر مىكرد « 1 » نمىگذاشت كسى از اهل كاروان توشهاى با خويش ببرد و همه را خود تكفّل مىكرد ، مادرش « عاتكه » دختر عبد المطلب و بقولى « عاتكه » دختر « عامر بن ربيعه » بود .
امّ سلمه ابتدا زوجهء « عبد اللَّه بن عبد الاسد » فارس نامى اسلام و پسر « برّه » عمّهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود « 2 » .
هامش
( 1 ) نساء النبى / 120 .
( 2 ) اعلام الورى / 148 .