سوده
دوّمين زن آن حضرت « سوده » دختر زمعه است ، بعد از يك سال از وفات خديجهء كبرى ، با او در سال هشتم بعثت ازدواج كرد ، سوده پيش از آن زن « سكران » پسر عمرو بود ، سوده ، قبلا با شوهرش « سكران » از ترس مشركان به حبشه هجرت كرده بودند ، در آنجا شنيدند كه مشركان از اذيت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مسلمانان دست برداشتهاند و در اين ميان يك نوع توافق حاصل شده است لذا به مكّه بازگشتند و ديدند گزارش بر خلاف بوده است ، سكران بعد از چند روز در حجاز وفات كرد و بقولى در « حبشه » نصرانى شد و از دنيا رفت ، بعد از او سوده به عقد ازدواج رسول صلّى اللَّه عليه و آله در آمد ، سوده در اواخر حكومت عمر بن الخطاب در مدينه از دنيا رفت . گويند : آن زن با ايمان و مهاجر در هنگام موافقت به ازدواج گفته بود : به خدا حرصى به شوهران ندارم ولى دوست دارم روز قيامت در حالى كه زن رسول خدا هستم از خاك سر بر دارم .
عائشه دختر ابى بكر
ازدواج آن حضرت با خديجهء كبرى و سوده به حال عادى است و يكى را بعد از ديگرى گرفته است ، سوّمين زن آن حضرت « عائشه » دختر ابو بكر است . عائشه را در مكه عقد خواند و در مدينه با وى وصلت فرمود ، از زنان آن حضرت فقط عائشه باكره بود و غير از عائشه همه بيوه بودهاند ، عائشه به هنگام وصلت نه و يا ده سال داشت و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آن وقت پنجاه و سه ساله بوده است « 1 » .
در اينجا بايد دو مطلب را از ياد نبرد يكى آنكه زمان تا زمان و محيط تا محيط فرق مىكند ، امروز اگر مردى پنجاه ساله دختر جوانى را تزويج كند شايد مورد ايراد واقع شود ولى آن روز اين جريانها نبود ، لازم بود زنان عرب در ده
هامش
( 1 ) سيرهء ابن هشام ج 4 / 293 .