سه ساله طبيعة از غريزهء جنسى نيز پير شده است .
زينب دختر جحش
زينب دختر جحش ، دختر عمّهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله بود ، زيرا كه زينب دختر ميمونه بنت عبد المطلب است . آن حضرت با ازدواج زينب يك سنت پوسيدهء جاهليّت را كوبيد ، و آن اينكه : زيد بن حارثه غلام آن حضرت بود ، حارثه پدر زيد به مكّه آمد تا پسرش را با پول خريده به شهر خويش ببرد ، حضرت او را در رفتن مخيّر فرمود ، زيد حاضر نشد از آن حضرت جدا شود ، حضرت بپاس اين عمل « زيد » را پسر خواندهء خويش كرد و در مكه اعلام نمود كه « زيد » پسر من است در رسم جاهليت پسر خوانده مثل پسر نسبى بود .
رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله خواست زينب را به « زيد » تزويج كند ، زينب و برادرش ابو احمد به اين كار راضى نبودند چون « زيد » غلام و آزاد كرده بود ، حضرت كه مىخواست رسوم كهنه را بكوبد در اين امر پافشارى كرد تا زينب و برادرش راضى شدند ، ازدواج انجام گرفت ولى آن دو توافق اخلاقى نداشتند بالاخره كار بطلاق كشيد .
در نظر جاهليت ازدواج پيامبر با زينب صحيح نبود كه « زيد » پسر خوانده آن حضرت بود و از آن نظر گرفتن زن پسر خوانده حرام .
قرآن اين بدعت را از بين برد و فرمود :
وَ ما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ
يعنى خدا پسر خواندهها را پسران شما نكرده ، اين فقط سخن شما در زبان است ، خدا حق را مىگويد و به راه حق رهبرى مىكند .
آن حضرت پس از طلاق و خروج « عدّه » زينب را تزويج كرد و بدعت جاهليت را كوبيد ، مقدر بود كه آن بدعت بدست پيامبر از بين برود تا ديگران