تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
81 - و چون خدا پيمان پيامبران را ( از مردم ) گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم ، سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه دين شما را تصديق مىكند حتما به او ايمان مىآوريد و او را يارى مىكنيد . « 1 » ( آن گاه خدا به پيامبران ) گفت : آيا ( به اين عهد ) اقرار كرديد و بر آن پيمان گرفتيد ؟ گفتند اعتراف كرديم ، فرمود : گواه باشيد ، من نيز با شما از گواهانم . 82 - پس هر كه بعد از اين ( از پيمان ما ) اعراض كند آنها فقط فاسقانند . 83 - آيا ( دينى ) جز دين خدا مىطلبند حال آنكه هر كه در آسمانها و زمين هست برغبت يا باجبار به او تسليم شده‌اند و بسوى او بر مىگردند . 84 - بگو : به خدا ايمان آورديم و به آنچه بر ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحق يعقوب و اسباب نزول يافته و به آنچه بموسى و عيسى و پيامبران از پروردگارشان داده شده ( ايمان آورديم ) ميان هيچ يك از آنها فرقى نمىگذاريم و ما به خدا تسليم شدگانيم . 85 - هر كه جز اسلام دينى بطلبد هرگز از او پذيرفته نيست و او در آخرت از زيانكاران است . 86 - خدا چگونه هدايت مىكند قومى را كه بعد از ايمان آوردن كافر شده‌اند و گواهى داده‌اند كه اين پيغمبر به حق است و دلائل واضح به آنها آمده ، خدا قوم ستمكار را هدايت نمىكند . 87 - آنها سزايشان ، لعنت خدا و فرشتگان و همهء مردم است . 88 - در لعنت خدا پيوسته‌اند ، عذاب از آنها تخفيف نيابد ، و مهلت داده نمىشوند . 89 - مگر كسانى كه پس از كفر توبه كرده و خود را اصلاح كرده‌اند ، كه خدا آمرزنده و مهربان است .

كلمه‌ها

ميثاق : پيمان محكم ، اصل آن از وثاقة به معنى محكم شدن است « وثق وثاقة : قوى » . اصر : آن در اصل به معنى سنگين و سنگينى است
وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً
ولى در اينجا به معنى پيمان است ، پيمان داراى يك سنگينى
هامش
( 1 ) فعل « لتؤمنن - لتنصرن » در اينجا بمعنى امر است يعنى ايمان بياوريد و يارى كنيد .