ارباب : جمع رب . تربيت كننده .
شرحها
مضمون اين دو آيه يك حكم كلّى است دربارهء همه پيامبران ، ولى مصداق آن حضرت عيسى عليه السّلام و نفى الوهيت او است كه عيسى چنان ادعايى نداشته و الوهيت بر او چسبانده شده است مقام عيسى و هر پيامبر بالاتر از آنست كه از موهبت خدايى سوء استفاده كند ، بلكه آنها به مردم مىگويند : بندهء خدايا معلّم توحيد باشيد ، گويند : نصاراى نجران گفتند : يا محمّد مىخواهى تو را عبادت كنيم و معبود بدانيم ؟ فرمود : پناه بر خدا كه جز خدا را عبادت كنم و بعبارت غير خدا فرمان دهم . . . تا آيهء فوق نازل شده بقولى مردى به آن حضرت گفت : بر تو سلام كنيم همانطور كه بر يكديگر سلام مىكنيم آيا بر تو سجده نكنيم ؟ فرمود : سجده بر كسى جز خدا سزاوار نيست پيامبرتان را احترام كنيد . . . در نتيجه آيهء فوق نازل شد ، به نظر نگارنده اين گونه شأن نزولها سبب از بين رفتن ارتباط كلّى آيات مىباشند لذا نمىشود آنها را باور كرد ، بلى مىشود گفت : چنان چيزهايى ممكن بوده در بعضى از اذهان خطور كند ، آيهء شريفه ضمن جريان حضرت عيسى عليه السّلام به آنها جواب داده است .
79 -
ما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِباداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ
.
آنكه به او كتاب و فهم و پيامبرى داده شده ، دريايى از فهم و انسانيت و كمال است ، چنين كسى ادعاى الوهيت نمىكند ، « كان » حكايت حال ماضى است يعنى چنين كارى از اول نبوده « 1 » آمدن لفظ « النبوة » ظاهرا براى آن است كه : جمع شدن كتاب و حكم در غير پيامبر هم ممكن است مثل :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
هامش
( 1 ) مىتوانيم آن را « سزاوار نيست » نيز معنى كنيم .