يهودى : كسى كه در دين يهود باشد ، هود در اصل بمعنى رجوع و توبه است ولى ظاهرا آن از « يهوديّه » و آن قسمتى از فلسطين است كه يهود بعد از مراجعت از اسيرى ( بابل ) در آن سكونت گزيدند ( قاموس كتاب مقدس ) .
حنيف : مايل به حق . مراد از آن در اينجا موحّد است ، حنف ( بر وزن عمل ) در اصل بمعنى ميل به داخل است كه از آن ميل به حق اراده شده ، به عكس .
جنف .
اولى : نزديكتر . سزاوارتر . آن اسم تفضيل از « ولى » است .
تلبسون : لبس ( بفتح - ل ) بمعنى خلط و مشتبه كردن است ( بقره / 42 ) .
شرحها
پس از آنكه سرگذشت مريم و عيسى روشن گرديد و عيسويان از مباهله درماندند ، در اين آيات اوّلا اهل كتاب بتوحيد عبادت و توحيد حكومت كه خاصّ خداست خوانده شدهاند ، جامعهاى كه در آن فقط به خدا عبادت مىشود و از دستورهاى او پيروى ميگردد . ثانيا : اينكه اهل كتاب براى حق بودن خود مىگفتند : ابراهيم يهودى يا نصرانى بود ، روشن شده : پيدايش يهوديّت و نصرانيّت پس از نزول تورات و انجيل بود حال آنكه ابراهيم پيش از آن دو بوده است در اين صورت ابراهيم يهودى و نصرانى نبوده ، او فقط يك مسلمان موحّد و عارى از هر گونه شرك بوده است ، در مقام انصاف ، نزديكترين كس بابراهيم آنان بودند كه از توحيد او پيروى كردند و نيز اين پيامبر و پيروان او هستند كه راه ابراهيم مىروند ، نه شما كه نه توحيد خالص داريد و نه از فرمان خدا اطاعت مىكنيد ، ثالثا : در اين آيات دانشمندان اهل كتاب را مخاطب قرار داده كه حقائق را انكار نكنند و مردم را باشتباه نياندازند . پس دو تا
يا أَهْلَ الْكِتابِ
در اوّل خطاب بعموم اهل كتاب