آمد اخراج كردهايم ، چنان كه در سورهء طه فقط دو نفر موجود در نظر است و تثنيه آمده است :
قالَ اهْبِطا مِنْها جَمِيعاً بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ
طه / 123 پس لازم نيست شيطان را نيز از آنها بشمريم و جمع آمدن « اهبطوا » را تصحيح كنيم . دوم اينكه مراد از هبوط چيست ؟ معناى مشهور آن همان پائين آمدن است مثل :
وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
بقره / 74 و نيز در معناى دخول به كار رفته مثل سخن موسى عليه السّلام كه به بنى اسرائيل فرمود :
اهْبِطُوا مِصْراً فَإِنَّ لَكُمْ ما سَأَلْتُمْ
بقره / 61 به شهر وارد شويد آنچه مىخواهيد در آن هست . اين كلمه دربارهء ابليس نيز به كار رفته :
قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها
اعراف / 13 .
مشكل است هبوط به معنى دخول باشد زيرا در دو آيهء بقره و طه كه نقل شده با كلمهء « منها » مبدء هبوط تعيين شده و اگر به معنى دخول بود ديگر براى « منها » جايى نبود در اين صورت آيا مراد هبوط از مقام و حالت اوليه است و به عبارت ديگر از دست دادن
كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما
است ؟
و يا مراد هبوط از بالا است و جايگاه آدم محلى غير از زمين بود و از آنجا به زمين آمد ؟ اينكه بسيار بعيد است و آياتى نظير
إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ
حجر / 28 صريح هستند كه انسان از لجن اين زمين آفريده شده ، آيا مىشود گفت : بشر اولى پديدهء اين زمين نيست ؟ ! ! ! و يا اين قضيه بيان ارتباط انسان با نفس و شيطان و دو بعدى بودن انسان است كه به شكل داستان نقل شده است ؟
به نظر بعضى : آدم از بشرها برخاسته و موجود اولى بشر است نه آدم .
ولى قرآن اين نظر را تأييد نمىكند و همان بشر اولى را در جايى آدم و در جايى بشر مىنامد و مسجود ملائكه مىداند :
إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ . فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ
ص / 71 و 73 .