به آن امر فرموده است و انسان نيز آن را انجام داده است ، ولى كار شر فقط به فاعل آن مربوط مىباشد زيرا خدا پس از فراهم آوردن وسيله ، از آن نهى كرده است اين است معنى :
« لا جبر و لا تفويض بل امر بين الامرين »
يعنى جبرى در كار نيست كه بنده به اختيار خود مىكند ، تفويضى هم وجود ندارد كه مقدمات از خداست و عمل در اين مرحله مستند به خداست ، بلكه امرى است بين اين دو و مركب از اين دو « 1 » .
پدرى به فرزندش ده تومان پول مىدهد و مىگويد : مشروب مخور ، با دادن آن پول در پسر دو قدرت ايجاد مىكند يكى اينكه با آن پول كتاب مفيدى بخرد ، ديگرى آنكه مشروب بخورد ، اگر پول را نداده بود به هيچ يك از دو كار قدرت نداشت . پس از فراهم شدن مقدمات ( وجود پول ) پسر در انتخاب يكى از دو كار آزادست . اگر كتاب خريد اين از خودش و از پدرش است و اگر مشروب خورد آن از پدر نيست كه از آن نهى كرده است .
27 -
الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ
.
اين آيه وصف و شرح حال « الفاسقين » در آيه سابق است ، يعنى : فاسقان پيمان خدا را مىشكنند . . . بعيد نيست مراد از عهد اللَّه هدايت تكوينى و مراد از « ميثاقه » محكم شدن يا محكم كردن آن به وسيلهء انبياء باشد . يعنى : فاسقان آنچه از قبيل خير و شر و مسئوليتها كه با فطرت خود درك مىكنند و بوسيلهء انبياء تبليغ شده و محكم گرديده است ، مىشكنند ، و اعتنا نمىكنند ، و شايد مراد از آن ادراك فطرى و شرايع هر دو باشد كه هر دو مصداق « عهد اللَّه » هستند ضمير « ميثاقه » ممكن است به « عهد » يا به « اللَّه » برگردد .
وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ
هامش
( 1 ) مقدمات از خدا و اراده از بنده است .