اموات : مردگان . مفرد آن ميت است خواه از اول جان نداشته و خواه بعدا مرده باشد .
استوى : استواء اگر با « على » متعدى شود به معنى استقرار و برقرار شدن آيد مانند :
وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ
هود / 42 يعنى كشتى نوح بر جودى نشست و در آن قرار گرفت و اگر با « الى » باشد به معنى قصد و توجه است ، در اقرب الموارد گويد : هر كه از كارى فارغ شد و كار ديگرى را قصد كرد گويند : « استوى له و اليه » على هذا « استوى » در آيه به معنى قصد و توجه است .
سواهن : تسويه : پرداختن و مرتب كردن « سواهن » ساخت آنها را .
شرحها
در آيات گذشته براى مجسم شدن حال منافقان مثل روشن كردن آتش و واقع شدن در محيط رعد و برق بيان گرديد ، در اينجا به عنوان دفع دخل گفته شده مبادا مردم به مثل زدن خدا اعتراض كنند ، خدا از زدن هيچ مثلى باك ندارد ، چون با اين مثلها بسيارى را هدايت و بسيارى را گمراه مىكند ولى گمراهى از آن فاسقان است ، آن گاه در دو آيهء اخير با توجه دادن بنظام خلقت براى
« اعْبُدُوا رَبَّكُمُ »
كه در گذشته بيان شد استدلال شده است .
26 -
إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِينَ
.
لفظ « ما » در مثلا ما » مفيد كثرت و ابهام است يعنى : هر مثلى كه باشد و به احتمال ضعيف ، زائد و براى تأكيد است و
بَعُوضَةً فَما فَوْقَها
بيان « مثلا »