تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
و مؤمنان ايمان آوردند به آنچه از سوى خدا به پيامبر نازل شد ، اين ثناى بزرگى است از خدا نسبت به آن حضرت و مؤمنان . شرط اصلى هر قيام و نهضت آنست كه رهبر قيام و كادر او به اصالت قيام ايمان داشته باشند ، تمام پيامبران به دين خود ايمان واقعى داشتند ، همچنين پرورش يافتگان آنها . جريان مباهله با نصاراى نجران ايمان آن حضرت را كاملا متجلى نمود .
كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ
« 1 » . ايمان در جملهء بالا مبهم بود ، در اين جمله به تفصيل ذكر شده ، كلمهء « لا نفرق . . . » بعد از لفظ « رسله » حاكى از آنست كه بايد همهء پيامبران خدا مورد تصديق باشند دربارهء آنان كه به بعضى از پيامبران ايمان مىآورند و به بعضى ايمان نمىآورند آمده :
أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا
نساء / 150 .
وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
« 2 » . مؤمنان در مقام اعتراف به بندگى مىگويند : فهميديم و اطاعت كرديم ، پروردگارا انتظار آمرزش تو را داريم ، به نظرم منظور آن نيست كه كلام را به زبان مىآورند بلكه عملشان گوياى اين سخن است و اين جمله در ضميرشان نقش بسته ، چنان كه در عكس آن :
قالُوا سَمِعْنا وَ عَصَيْنا
بقره / 93 نيز چنين است . ناگفته نماند : صيرورت ، رجوعى است توأم با تحول و تدريج مانند تحول نطفه به جنين و انسان ، آدمى در راه بازگشت به خدا در اثر اعمال نيك و بد از حالى به حالى منتقل شده يا بهشتى مىگردد و يا جهنمى و همه به سوى خدا برمىگردند :
كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ
انبياء / 93
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً
مائده / 150 .
هامش
( 1 ) - « لا نفرق » در تقدير « و يقولون لا نفرق . . . » است . ( 2 ) - غفرانك مفعول فعل محذوف و تقدير آن « نسأل غفرانك » است .