از اين آيه تا آيهء 20 بيان حال منافقان و گروه سوم است . در اين آيه منافق چنين معرفى شده كه در زبان اظهار ايمان مىكند اما در باطن ايمان ندارد ، على هذا منافق يك انسان دو چهرهاى است كه نان را به نرخ روز مىخورد و با اظهار ايمان مىخواهد به اغراض مادى خود برسد ، و چون منافق را بايد با اوصاف و اعمال او شناخت لذا در آيات بعدى منافقان بطور تفصيل بيان شدهاند موقع نزول آيات ، منافقان به تدريج در مدينه نضج مىگرفتند كه ضرورى بود قرآن به حساب آنها برسد و براى مؤمنان در شناختن آنها جهت بدهد .
نكتهها
موقعيت قلب :
در جاهاى مناسب خواهد آمد كه مراد از قلب در قرآن آيا همين قلب صنوبرى شكل است كه در سينه قرار گرفته و تلمبه خون بدن مىباشد يا معناى ديگر دارد ، در اين آيات موقعيت قلب كه مركز فرماندهى بدن است در زمينهء ايمان و كفر و نفاق مورد توجه است دربارهء گروه اول فرموده :
يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ . . .
. . . وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
در جاى ديگر آمده :
أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ
مجادله / 22 ، در بيان كفار فرموده :
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ
و دربارهء منافقان چنان كه خواهد آمد گفته شده :
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
پس در خصوص هر سه گروه بايد به سراغ قلب رفت كه محل نزول اشعهء رحمت الهى و مركز فرماندهى كارهاى نيك و بد است .