تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
9 - به خدا و مؤمنان حيله مىكنند ولى جز به خود حيله نمىكنند اما نمىفهمند . 10 - در قلوبشان مرضى هست ، خدا مرضشان را افزود ، آنها را هست عذابى دردناك به علت دروغ گفتنشان . 11 - چون به آنها گفته شود در زمين فساد نكنيد گويند ما فقط اصلاح گريم . 12 - بدانيد كه آنها ، فقط مفسدانند ، اما نمىفهمند . 13 - و چون به آنها گويند ايمان بياوريد چنان كه مردم ايمان آورده‌اند ، گويند آيا مانند احمقان ايمان آوريم ؟ ! بدانيد كه آنها فقط احمقند ولى نمىدانند . 14 - وقتى كه به اهل ايمان مىرسند گويند : ايمان آورده‌ايم و چون با امثال خود خلوت مىكنند گويند : ما با شمائيم ما تنها استهزاگرانيم . 15 - خدا آنها را استهزا مىكنند و در سرگردانى بر طغيانشان مىافزايد . 16 - آنها هستند كه ضلالت را با هدايت عوض كردند در نتيجه ، تجارتشان سودى نداد و هدايت نشدند . 17 - حكايتشان حكايت كسى است كه آتشى بيافروخت . چون اطراف وى را روشن ساخت خدا نورشان را برد و در ظلماتى كه چيزى نمىبينند رهايشان ساخت . 18 - كرانند ، لالانند و كورانند ، به حق بر نمىگردند . 19 - يا چون ابرى باران‌ريز ، توأم با ظلمات و رعد و برق ، كه از ترس صاعقه‌ها و هراس مرگ ، انگشتان خويش را در گوشها كنند ، خدا كافران را احاطه كرده است . 20 - نزديك است برق چشمشان را بربايد ، هر وقت روشن شود راه روند و چون تاريك شود بايستند با آنكه اگر خدا مىخواست ، چشم و گوششان را مىگرفت خدا بر هر چيز تواناست .