كلمهها
يخادعون : خدع : پنهان كردن ، فريبكار را مخادع گويند كه حقيقت را پوشانده و در لباس باطل نشان مىدهد ، مفاعله لازم نيست هميشه بين الاثنين باشد مثل « سافرت يوما » يعنى يك روز سفر كردم على هذا « يخادعون » به معنى « يخدعون » است ولى در
إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ
نساء آيه / 142 بين الاثنين است « يخادعون » حيله مىكنند .
يشعرون : شعر : دانستن و توجه . « لا يشعرون » : نمىدانند ، نمىفهمند .
اليم : الم ( بر وزن شرف ) : درد يا درد شديد « اليم » : دردناك . آن در آيه به معنى فاعل ( مؤلم ) است .
سفهاء : بىخردان ، مفرد آن سفيه و در اصل به معنى سبكى است .
شياطين : شيطان : دور شده ، از خير ، طبرسى فرموده : « البعيد عن الخير » به عقيدهء طبرسى و راغب و ابن اثير و ديگران ، نون آن اصل كلمه و اشتقاق آن از « شطن » است و آن به معنى دور شدن مىباشد گويند : « شطن عنه : بعد » اين كلمه در انسانهاى بدكار و دور از حق نيز به كار رفته است چنان كه مراد از آن در آيه منافقانند .
مستهزءون : هزء و هزو : مسخره كردن . آن حكايت از تحقير مسخره شده دارد استهزاء نيز به همان معنى است « مستهزءون » : مسخرهكنندگان .
يمدهم : مد : زيادت ، در گسترش و مهلت دادن نيز به كار مىرود ، « يمدهم » :
مهلت مىدهد به آنها يا زيادت مىدهد .
يعمهون : ( عمه : بر وزن شرف ) تحير و سرگردانى در رأى و فكر يا