تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
او بوده و در دل چنين گفته است
« فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ »
ظاهر كلام در مرگ معمولى است و اين از قدرت خدا بعيد نيست و عقلا ممكن است كه خدا كسى را بميراند و پس از صد سال زنده كند گرچه ما راههاى طبيعى آن را نمىدانيم .
قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ
از اين كلام روشن مىشود كه او پيامبر بوده و گرنه وحى معنى نخواهد داشت وانگهى مردن او مثلا وقت طلوع آفتاب بوده زنده شدن به وقت عصر ، فكر كرده كه شايد همهء روز و شب را در خواب بوده و يا فقط از صبح تا عصر ، لذا با ترديد جواب داده است ولى وحى ادامه يافت كه : نه بلكه صد سال مانده‌اى .
فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
. لفظ « انظر » سه بار براى اهميت قضيه تكرار شده . در اينجا لازم بود اولا بداند چطور بعد از گذشتن صد سال تغييرى در وجود وى پيدا نشده ، بدين جهت خدا طعام و شراب را به وى نشان داد كه چنان كه خدا آب و طعامت را بدون تغيير نگهداشته همانطور تو را نگهداشته است و از اين معلوم مىشود كه او در اين مدت نپوسيده است مثل اصحاب كهف ثانيا براى اينكه يقين كند كه مرگ صد سال صحيح است خدا فرمود به استخوانها نگاه كن كه آنها را چطور روى هم سوار كرده و زنده مىكنيم ( ظاهرا استخوانهاى الاغش بوده ) زيرا در آن صورت هم به مرگ صد سال يقين مىكرد و هم به زنده شدن بعد از مرگ ، و لفظ
وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ
ظاهرا عطف است بر محذوفى يعنى : اين كار را براى اطمينان تو انجام داديم و نيز براى آنكه تو را نشانه‌اى از معاد گردانيم تا مردم به آن باور كنند .
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
. پر روشن است كه زنده شدن استخوانها را ديده و در زبان و يا در ضمير گفته