يعنى آنها را در حالى كه به خود انس دادهاى تكه تكه كن ، نگارنده گويد : متمايل ساختن اثرش آن بود كه پس از زنده شدن صداى ابراهيم را مىشناختند و به سوى او مىآمدند ( و اللَّه العالم ) .
ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
.
يعنى پس از خواندن خواهى ديد كه به سرعت پيش تو آمدند و بدان كه خداى تو ، توانا و حكمت كردار است .
نكتهها
نام پيامبرى كه به آن آبادى گذر كرد در بعضى از روايات « ارميا » و در بعضى « عزير » است عجيب است كه زمخشرى در كشاف گويد : آن رهگذر به معاد منكر بود ، زيرا كه در رديف « نمرود » شمرده شده و نيز جملهء « انى يحيى . . . » كلمهء استبعاد است ، بعد گفته : گويند او عزير يا « خضر » بوده است .
در اين آيات دو نمونه از معاد و زنده شدن بعد از مرگ ذكر شده كه عدهاى پس از مرگ زندگى تازه يافتهاند ، در واقعهء اصحاب كهف آمده :
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها
كهف / 21 يعنى اهل شهر را به زنده شدن آنها مطلع ساختيم تا بدانند كه معاد حتمى است ، در اين آيات آمده :
وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ
تا زنده شدن تو نمونهاى از معاد باشد ، هكذا در سرگذشت پرندهها . گر چه ما راههاى اينها را نمىدانيم ولى از قدرت خدا بعيد نيستند مثل آتش ابراهيم ، عصاى موسى ، ولادت عيسى و . . .
بعضى از دانشمندان شيعه و اهل سنت چون به اين قضايا مىرسند قصدشان اين است كه طورى توجيه نمايند كه خارق عادت نباشد ، علت اين كار دو چيز است يكى دلسوزى به اسلام كه مبادا مورد حمله قرار گيرد ، ديگرى ترس از