لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
اين وصف چهارم ، از اوصاف خداست نفى مطلق خواب از خدا بدان معنى كه خدا در تدبير و خدايى خود آنى از مخلوقات غافل نيست و همه را پيوسته زير نظر دارد ، علت آنكه اول خواب سبك و بعد خواب عادى از خدا نفى شده اين است كه خواب ضررش بر قيومت بيشتر از « چرت » است ، مقتضى آن بود كه اول خواب سبك نفى شود ، سپس خواب عادى ، يعنى :
نه آن عامل ضعيف خدا را مىگيرد تا مخالف قيومت باشد و نه اين عامل قوى « 1 » .
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
اين وصف پنجم است و حاكى است كه مالك حقيقى اشياء خداست ، ظهور آيه به خود آسمانها و زمين شامل نيست مگر آنكه مراد از
« ما فِي السَّماواتِ »
موجودات بالا و از
« ما فِي الْأَرْضِ »
موجودات پائين باشد .
مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
.
يعنى : مالك و حاكم مطلق خداست ، كسى را حق دخالت و اظهار نظر در كار او نيست مگر آنكه خودش اجازه بدهد ، ظهور كلمات « من - ايديهم - خلفهم - يحيطون » در اولوا العقل است و نظر بواسطه بودن موجودات عاقل دارد يعنى هيچ يك از انسانها و ملائكه جز به اذن خدا به كسى شفاعت نمىكند نه در دنيا و نه در آخرت .
بنا بر اين ، آيه در مقام نفى عقيده مشركين است كه به شفاعت بتهاى خود ايمان داشتند و مىگفتند :
هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ
« 2 » مراد از ضمير « هم - يحيطون » ظاهرا شفاعت كنندگانند يعنى خدا به گذشته و حال و آينده آنها اطلاع كامل
هامش
( 1 ) - از الميزان اقتباس شده است .
( 2 ) - سورهء يونس / 18 .