تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
يعنى : چون نجات از هلاكت مشخص گرديده پس هر كه خدايان دروغين را انكار كرده و به خدا تسليم شود ، به وسيله‌اى چنگ زده كه پاره شدن و از بين رفتن ندارد ، انسان در زندگى بايد محل اتكايى داشته باشد هر كه خدا را شناخت و به خدا تسليم شد به قدرت لا يزال ، جامع تمام صفات كمال ، به عالم نور ، علم ، فضيلت كمال و هستى مطلق تكيه كرده و « از قيد هر چه تعلق پذيرد آزاد شده است » كارش ، فكرش ، شخصيتش ، و تصميمش ، از اين قماش خواهد بود ، بر خلاف آنكه موجود زبونى را قبلهء خويش قرار داده باشد . لفظ طاغوت هشت بار در قرآن مجيد آمده و محل استعمال آن : بتهاى بى جان ، خدايان دروغين و حكام متجاوز است مثل
يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ
نساء / 60 ، جمع و مفرد در آن يكسان است
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
خدا به هر دو گروه شنوا و دانا است . 257 -
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ
. آنان كه مؤمن هستند ، كارشان ، ديدشان ، فكرشان ، تلاششان ، و هر چيزشان خدايى و مطابق رضاى خداست ، اول رضاى خدا و عدالت و انصاف را در نظر مىگيرند ، سپس به عمل وارد مىشوند پس از تاريكيها بيرون شده و به نور داخل گشته‌اند ، آرى نور خدايى . ولى فكر طاغوت ، كار طاغوت ، تلاش طاغوت ، همه ظلمت ، همه شهوت ، همه مزاحمت و همه شيطانى است ، آنكه از طاغوت پيروى كند قهرا از نور به ظلمت انتقال يافته ، ادامهء پيروى طاغوت و توبه نكردن از آن موجب خلود در آتش است آرى
أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ
راجع به خلود رجوع شود به ذيل آيه
قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها
انعام / 128 .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 481 | على اكبر قرشى بنابى