پيمانشكنى كرده و به فكر جنگ بودهاند و اللَّه العالم .
اين آيه حدود جهاد اسلامى را روشن كرده و در عين حال جواب قاطعى است به آنان كه به جهاد اسلامى حمله كرده و اسلام را دين جنگ مىدانند گرچه هر دينى از تصويب نوعى از جنگ ناگزير است .
اگر گويند : در اين صورت در پيشرفت و گسترش اسلام وقفه حاصل خواهد شد چطور ممكن است دين براى هدايت مردم آيد ولى كفار به سر خود رها شوند و هم چنان در كفر بمانند ؟ ! گوئيم : مىشود با ارسال رسول و از راههاى مسالمتآميز در ميان آنها راه باز كرد و تبليغ نمود و بايد حكومت اسلامى راههاى ديگرى در پيش گيرد ، اين است آنچه به نظر نگارنده آمده و اللَّه العالم ، ممكن است با ادله ديگر استدلال نمود كه جهاد اسلامى داراى دو مرحله است . در مرحلهء اول لازم است با هر طريق ممكن به ميان كفار راه باز كرد و با ارسال نماينده ، نامهها و غيره آنها را دعوت بدين كرد و اگر با هيچ يك ممكن نشد لازم است با آنها جنگيد و راه را براى تبليغ دين در ميان آنها باز نمود ، اين مطلب را در قاموس قرآن در آخر لغت « قتل » توضيح دادهام .
191 -
وَ اقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ
.
آيه اول راجع به عموم حكم جهاد است ولى اين آيه در وقت نزول مصداق خاصى داشت و آن اينكه : اهل مكه هر بلائى كه توانستند به سر مسلمانان آوردند حتى اموال آنها را غصب كرده و از مكه بيرونشان كردند و چون آنها با مسلمانان در حال جنگ بودند دستور داده شد : هر كجا آنها را يافتيد بكشيد و از شهر مكه كه شما را خارج كردند بيرونشان كنيد ، مصداق بارز اين آيه در حال حاضر مسئله مسلمانان و اسرائيل است كه مسلمين فلسطين را از ديارشان