تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
كه صلاح او نيست و اگر حقيقت مكشوف شود مىبيند كه به ضرر او است در همهء اين صورتها « دعوة » واقعى كه در آيهء قيد شده به وقوع نپيوسته است . بعضى از بزرگان فرموده : « اذا دعان » قيد دوم استجابت دعاست يعنى انسان فقط خدا را بخواند . اما آنكه خدا را مىخواند و قلبش متوجه به امور عادى و اسباب طبيعى است . . . در دعا اخلاص ندارد و خدا را تنها نخوانده است . به نظر نگارنده : اگر قلبش متوجه اسباب طبيعى است ولى مىداند كه بايد خدا آنها را جور بكند و به مرحلهء عليت برساند ، مانع اخلاص در دعا نيست ، كمتر كسى مىتوان يافت كه خدا را بخواند و وسائل مادى در نظرش نباشد ، اين فقط در صورتى است كه وسائل مادى عملا بىاثر شده باشند مثل آنكه در دريا غرق مىشود ، در اين صورت انسان مضطر است و دعاى او باب ديگرى است .
فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي
اجابت و استجابت هر دو به معنى جواب و قبول است يعنى بندگان من اين سخن مرا كه « من به آنها نزديكم و چون مرا بخوانند جواب مىدهم » بپذيرند و قبول كنند « و ليؤمنوا بى » يعنى ايمان بياورند كه قادرم خواسته‌هاى آنها را بدهم . چنان كه از حضرت صادق - صلوات اللَّه عليه - در مجمع البيان نقل شده .
لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ
تا آنها كمال يابند ، دانستن اين حقيقت كه خدا همواره حاضر و ناظر است به دعا و نالهء بندگان توجه خاصى دارد . اگر به صلاحشان باشد حتما دعاى آنها را مستجاب مىكند ، رشد و كمال بزرگى است ، چه كمالى بزرگتر از ايمان به خدا و ارتباط با او . انسان از دو حال بيرون نيست يا راحت است يا ناراحت ، در حال اول بايد خدا را با حمد و ثنا ياد كند كه فراهم كنندهء وسائل راحتى اوست ، و در حال دوم با التماس و تضرع كه از بين برندهء ناراحتى او است
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
دعا در حقيقت آنست كه انسان
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 338 | على اكبر قرشى بنابى