كه قضيه را از حاد بودن خارج مىكند ولى اگر كسى بعد از عفو ، قاتل را بكشد براى او در آخرت عذابى دردناك است و در عوض او را قصاص مىكنند .
179 -
وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
.
اين آيه دليل تشريع قصاص است و درك اصالت آن به عاقلان واگذار شده كه ضرورت قصاص را در حيات جامعه فقط عاقلان مىتوانند احساس كنند ، لفظ
فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
از دو جهت قابل توجه است يكى از جهت معنى كه مىگويد : حيات افراد جامعه در وجود قصاص است آن وقت حيات افراد تضمين مىشود كه قاتلان و آدمكشان بدانند در صورت قتل نفس ، به حكم قصاص ، خودشان نيز كشته خواهند شد ، دوم از جهت لفظ عربها در اصالت قصاص مىگفتند : « القتل انفى للقتل » يعنى : آدمكشى را قصاص از همه بهتر ريشه كن مىكند ولى جملهء
فِي الْقِصاصِ حَياةٌ
از آن مختصر و مفيدتر است ، اهل بلاغت بيشتر از ده فرق ادبى در ميان اين دو عبارت نقل كردهاند .
مفعول « تتقون » محذوف است يعنى : لعلكم تتقون القتل تا شما از آدمكشى به پرهيزيد .
180 -
كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ
.
لفظ « كتب » دلالت بر وجوب دارد ولى لفظ « المتقين » مانع از وجوب است و گرنه لفظ « مؤمنين و مسلمين » مىآمد « الوصية » نائب فاعل « كتب » است پدر و مادر با آنكه ارث بر هستند ولى مانعى نيست كه از « ثلث مال » بر آنها وصيت شود تا چيز اضافى ببرند « 1 » « بالمعروف » مفيد آنست كه اين وصيت بايد
هامش
( 1 ) -
عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر ( ع ) قال : سألته عن الوصية يجوز للوارث ؟
قال نعم . ثم تلى هذه الاية« إِنْ تَرَكَ خَيْراً الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ ».