182 - كسى كه از انحراف موصى ( ميل ببعض ورثه ) و يا از گناه او ( وصيت به خلاف شرع ) بترسد و ميان آنها را اصلاح دهد گناهى بر او نيست خدا بخشنده و مهربان است .
كلمهها
قصاص : مقابله به مثل در جنايت عمدى . قص و قصص در اصل به معنى تعقيب و پىجويى است . سرگذشت را از آن قصه گويند كه گوينده آن را تعقيب و دنبال مىكند مقابله به مثل را از آن قصاص گويند كه در تعقيب جنايت است .
قتلى : كشته شدگان . مفرد آن قتيل است .
حر : آزاد آنكه برده كسى نيست .
عبد : بنده و برده .
المعروف : شناخته شده آن هر فعلى است كه خوبى آن به وسيله عقل يا شرع شناخته شود ( قاموس قرآن ) الباب : جمع لب . آن به معنى مغز و عقل است . اولوا الالباب يعنى صاحبان خرد و انديشه .
خيرا : مال ، اصل خير به معنى اختيار شده است ، مال و صفت و كار خوب را از آن خير گويند كه مورد اختيار و رغبت است ( قاموس قرآن ) .
متقين : بقره / 2 .
وصية : وصى به معنى متصل شدن و متصل كردن است ، ايصاء و توصيه به معنى سفارش و دستور است ، وصيت يعنى چيز توصيه شده و سفارش شده ، علت اين تسميه آنست كه موصى كارش را به كار وصى متصل مىكند و يا كار بعد از مرگ را به قبل از مرگ اتصال مىدهد .