اما خوك حيوانى است بسيار كثيف ، بىغيرت و لاابالى . نوعا از كثافات و گاهى از فضولات خود تغذيه مىكند ، انگل « تريشين » كه به صورت نوارهاى سفيد باريك در ماهيچههاى آن موجود است و همچنين « كرم كدو » كه در گوشت اين حيوان پليد هست ، سبب هر نوع بيمارى در بدن مىگردد .
به فرض اگر با وسائل علمى امروز بتوان اين انگلها را از بين برد صفات اين حيوان مانند بىغيرتى و بىعفتى و بىاعتنايى به مسائل كه به وسيلهء گوشت آن به انسان منتقل مىشود چارهپذير نيست . لفظ « لحم » دلالت بر آن دارد كه گوشت خوك چنانچه خود نميرد و سرش بريده شود حرام است .
فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
اين قسمت از حكم اولى استثناء شده يعنى آنكه براى حفظ جان خويش ناچار باشد از اين حرامها بخورد به دو شرط مانعى نيست ، يكى آنكه « غير باغ » يعنى مايل و خواهان لذت نباشد و حرمت اوليه را در نظر بگيرد ، دوم « غير عاد » يعنى از مقدار ضرورت تجاوز نكند ، از لفظ « غفور » مىشود استفاده كرد كه خدا در صورت اضطرار اثرات ناگوار آنها را از بين برده و مستور خواهد كرد ، چون در اينجا گناهى نيست تا بخشوده شود لفظ « رحيم » حكايت دارد كه اين اجازه در اثر مهربان بودن خدا است .
ناگفته نماند : از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه : در تفسير
« غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ »
فرمودند : باغى آنست كه بر امام خروج كند ، عادى كسى است كه راهزنى مىكند مردار بر او حلال نيست « 1 » در روايت ديگرى از آن حضرت منقول است : باغى آنست كه از ( روى هوس ) به شكار مىرود ، عادى راهزن است ، اينها نبايد نماز را شكسته بخوانند و اگر اضطرار پيش آمد مجاز نيست از ميته بخورند ،
هامش
( 1 ) - كافى ج 6 / 265 كتاب اطعمه .