پيروى كنند و پيش خدا معذور باشند و در راه سازندگى قدم بردارند ؟ ! ! .
راجع به تقليد در « نكتهها » سخن خواهيم گفت .
171 -
وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً
.
در اينجا لازم است كلمهء « معك » يا نظير آن را در نظر بگيريم و چنين باشد : مثلهم معك كمثل الذى . . . مراد از
الَّذِينَ كَفَرُوا
آنانند كه دانسته و از روى عناد كافرند نه از روى جهل . در اين مثل چوپان و گوسفند مطرح نيست كه بگوئيم : گوسفند نفهميده از چوپان پيروى مىكند بلكه منظور آنست كه حيوانى صداى انسان را مىشنود ولى معنى آن را درك نمىكند چنان كه ما صداى گاو را مىشنويم و معنى آن را درك نمىكنيم .
كافران چون بناى نشنيدن و نفهميدن دارند در نتيجه كلمات پيامبر در نظرشان به صورت نامفهومى در آمده چنان كه در جاى ديگر فرموده :
وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً
انعام / 25 و نيز فرموده :
ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ
هود / 20 ، آرى اعراض از حق انسان را اين چنين عوض مىكند .
يعنى : حكايت تو در هدايت كفار حكايت كسى است كه به حيوانى بانك زند چنان كه حيوان فقط صدا را مىشنود و معنى آن را درك نمىكند ، كفار همچنين هستند .
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ
آنها در مقابل كلمات حق ، كر هستند و لال هستند و كورند لذا چيزى نمىفهمند و هدايت نمىشوند .