مىكند بايد قبلا مهارت او را دانست بعد مراجعه نمود .
در ذيل آيه
وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ . . .
بقره / 78 در تفسير برهان از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده كه مردى عرض كرد عوام يهود در تقليد از علماى خود چارهاى نداشتند چنان كه عوام ما نيز ناچارند بىآنكه از حقيقت با خبر باشند از علما تقليد كنند ؟ امام عليه السّلام در ضمن جواب فرموده :
اگر عوام ما از فقهاء ، فسق ، عصبيت بر سر هم زدن براى مال خدا . . . به بينند و باز از آنها تقليد كنند مانند عوام يهود هستند ، بعد فرموده : از فقهاء آنكه پرهيزكار ، حافظ دين ، مخالف هواى نفس و مطيع خدا باشد ، بر عوام است كه از او تقليد كنند .
ناگفته نماند : عقيده يك دفعه آنست كه مبناى فكرى و استدلالى دارد ، و طرف با تفكر و استدلال به آن عقيده رسيده است ، اين عقيده را در صورت باطل بودن بايد با استدلال از بين برد ، و يك دفعه آنست كه مبناى عاطفى دارد و طرف از استدلال عاجز است ، عقيدهء بتپرستان جنبه عاطفى داشت و در جواب پيامبران مىگفتند : پدران خود را چنين يافتهايم ، از طريق آنها كنار نخواهيم شد
وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ
اين منطق از نظر قرآن قبول نيست بايد كوبيده شود ، لذا بتپرستى در اسلام مجاز نيست كه بماند ، گرچه اسلام را نيز به او تحميل نمىكنند .