سمت مقام ابراهيم كه حاجيان ميان آن دو عمل سعى انجام مىدهند ، فاصله ميان آن دو چنان كه گفتهاند سيصد و هشتاد متر و نيم است . صفا در اصل به معنى سنگ صاف و خالص و مروه در اصل به معنى سنگ نرم مىباشد فعلا ميان صفا و مروه به صورت سالن عظيم سرپوشيدهاى است كه در آن « سعى » بجا مىآيد .
شعائر : جمع شعيره و آن به معنى علامت است ، شعائر اللَّه مكانهاى نشاندارى است كه خدا در آنها ياد و عبادت مىشود .
حج : حج در اصل به معنى قصد و در شريعت قصد خانهء خداست براى اعمال بخصوصى كه در ذيل آيهء 196 بقره خواهد آمد .
اعتمر : اعتمار به معنى « عمره » آوردن است توضيح آن ذيل آيهء 196 بقره ديده شود .
جناح : آن در اصل به معنى ميل كردن و كنار شدن است ، گناه را از آن جناح گفته كه ميل از حق به طرف باطل است .
يطوف : طواف به معنى گرديدن بدور شىء است . سيرى كه آخرش به اولش مىرسد گرچه دائرهاى نباشد .
تطوع : طوع به معنى ميل و رغبت ، تطوع يعنى با رغبت انجام دادن . طوع در مقابل كره است .
بينات : جمع بينه . يعنى آيات و مطالب روشن و آشكار .
لعنت : لعن به معنى راندن و دور كردن است ، لعنت خدا در آخرت عذاب و دور كردن از بهشت و در دنيا دور كردن از قبول رحمت و توفيق است ، و از مردم نفرين مىباشد .
ينظرون : انظار به معنى مهلت دادن است .
شاكر : شاكر بودن خدا پاداش دادن به عمل است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 289
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٢٨٩