تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
در كافى كتاب الجنائز ج 3 / 235 چهار حديث از حضرات باقر و صادق صلوات اللَّه عليهما نقل شده كه حديث اول چنين است . لا يسئل فى القبر الا من محض الايمان محضا او محض الكفر محضا و الاخرون يلهون عنهم يعنى در قبر سؤال نمىشود مگر از مؤمن خالص و كافر خالص و ديگران به سر خود گذاشته مىشوند ، ظهور اين روايت در آنست كه آنها در بيخبرى محض خواهند بود . على هذا آنها كه واسطه‌اند ما بين مؤمن محض و كافر محض مانند مستضعفين و مسلمانانى از اين قبيل ، در عالم برزخ چيزى نخواهند فهميد و اللَّه العالم در مجمع البيان فرموده : آنكه با اين آيه به نفى عذاب قبر استدلال كرده حرفش درست نيست زيرا كه گفتيم : ممكن است آن بعد از چشيدن عذاب قبر باشد . يعنى آنها مدتى در عذاب بوده سپس به بيخبرى افتاده‌اند . نگارنده گويد : اين آيه ظاهرا چنان كه گفته شد فقط شامل گروه بخصوص است . در كافى ج 3 / 244 از حضرت صادق صلوات اللَّه عليه نقل شده : ارواح مؤمنان در صفت بدنها در درختى از بهشت هستند همديگر را مىشناسند و صحبت مىكنند چون روح تازه واردى بيايد گويند : اين از هول بزرگى بيرون آمده بگذاريد آرام گيرد ، آن گاه مىپرسند : فلانى و فلانى چه كردند ؟ اگر گويد : وقت مرگ من زنده بود ، اميدوار باشند كه پيش آنها آيد و اگر گويد پيش از من مرده است گويند : « قد هوى هوى » يعنى به عذاب افتاده اگر از پرهيزكاران بود پيش ما مىآمد ، در روايت ديگر از آن حضرت نقل شده : ارواح كفار چون در آتشند و عذاب مىشوند ، گويند : خدايا آخرت را نياور ، وعدهء ما را عملى مكن ، آخر ما را به اول ما ملحق مكن .