تتمهء جواب اتخاذ ولد است . يعنى خدا آسمانها و زمين را بدون نقشهء قبلى و بىآنكه با كسى مشورت كند آفريده است و اراده خدا به حدى قوى است كه چون چيزى را اراده كند همان چيز موجود خواهد شد اين چنين خدا ديگر چه حاجتى به فرزند و مددكار دارد ؟ ! ! لفظ « قضى » در آيه به معنى اراده است چنان كه در آيه ديگر فرموده :
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
يس / 82 .
118 -
وَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينا آيَةٌ
منظور از « لا يعلمون » ظاهرا مشركان مىباشند كه مىگفتند : چرا خدا با ما سخن نمىگويد و چرا به ما معجزهاى نمىآيد در جاى ديگر آمده كه مىگفتند : چرا قرآن به يكى از دو زعيم مكه و طائف نازل نشد :
لَوْ لا نُزِّلَ هذَا الْقُرْآنُ عَلى رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ
( زخرف / 31 ) در جاى ديگر آمده
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً
( مدثر / 52 ) اينها از سنن جارى خدا خبر نداشتند ، خدا فقط با يك فرد لايق و آماده سخن مىگويد و او فرمان خدا را به همه مىرساند ، از اول طريقهء خدا همين بوده است .
كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ
اين كلام حاكى از آنست كه مشركان گذشته نيز در برابر پيامبران چنين گفتهاند دركشان و فكرشان همانند بوده است
قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
يعنى آنان كه در جستجوى يقين هستند آيات را بر آنها بيان كردهايم ، مىتوانند از گفتار پيامبران و قرآن پى به سنت خدايى ببرند و ايمان بياورند .
119 -
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ
اين آيه ظاهرا تتمهء جواب مشركان است يعنى : ما تو را به حق فرستادهايم تو مژده دهى كه سعادت دنيا و آخرت از آن طرفداران حق بود و بترسانى از