اينكه : بعضى از بزرگان فرمودهاند : اين آيه توسعه است در قبله از حيث جهت نه مكان .
به نظرم : منظور از آيه فقط بيان احاطهء خدا و منحصر نبودن خدا به مساجد و غير آنست چنان كه گفته شد و اين با آيهء ما قبل كاملا مناسب و گرنه لازم است در نمازهاى واجب و مستحبّ در حال اختيار و غير آن بهر جهت خواستيم رو كنيم حال آنكه چنين نيست و اينكه از ائمه عليهم السّلام در تفسير عياشى و تهذيب و غيره نقل شده كه فرمودهاند مىشود در نوافل و در سفر و در حال عدم تشخيص قبله به هر جهت نماز خواند و آيه را شاهد آوردهاند ، فقط استنباط و استدلال از آيه است نه اينكه آيه فقط در آن باره نازل شده است . و اينكه بعضىها گفتهاند :
اين آيه مقدمهء تغيير قبله است ظاهرا قابل قبول نباشد .
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ
در مصباح فيومى ، صحاح ، قاموس ، و مفردات راغب تصريح شده كه « وجه » به معنى ذات و نفس شىء آيد و در آيهء
وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
رحمن / 27 و
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
قصص / 88 طبرسى ، زمخشرى و بيضاوى تصريح كردهاند كه وجه خدا ذات خدا است . به نظرم مراد از آن در اين آيه هم ذات خدا است و علت آمدن « وجه » در « كلمهها » گفته شد .
مراد از « واسع » فراگير بودن خدا است فعل « وسع يسع سعة » لازم و متعدى هر دو به كار مىرود به معنى وسعت دهنده نيز آيد ( بقره آيهء 261 ) تناسب آن با صدر آيه كاملا روشن است .
116 -
وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ
.
ظاهرا فاعل « قالوا » يهود است كه مىگفتند : عزير پسر خداست . در قرآن مجيد دربارهء فرزند داشتن خدا دو عنوان مطرح است يكى اينكه خداوند مانند سائر موجودات فرزند زائيده است ( نعوذ باللّه ) . مثل :
أَلا إِنَّهُمْ مِنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ